تبليغاتX
کلامی دیگر... - نوشداروهای پس از مرگ!
 
کلامی دیگر...
 
 
 
1. ظاهرا همیشه باید چند قدم عقب تر حرکت کنیم؛ خودمان را می گویم! ما ایرانی ها! همیشه اول باید درد را کتمان کنیم، بعد که خوب درد ما را فراگرفت به فکر درمان بیفتیم! این درد همه مسائل ما را فراگرفته است! صحبت درباره شناخت فرهنگ و تاریخ خود و اینکه دیگران در اثر غفلت ما آن را تحریف می کنند که دیگر کلیشه ای شده، نامگذاری برابی تکنولوژی های جدید وارداتی هم بری خود قصه ای دارد؛ یک تکنولوژی جدید با اسم خارجی جای خود را بین مردم پیدا می کند، بعد از مدتی که ما یادمان آمد نامها باید فارسی باشد، یک اسم عجیب و غریب پیدا می کنیم و جایگزین می کنیم، بعد هم انتظار داریم همه مردم اسم جدید و فارسی را به کار ببرند! خب توقع بی جایی است دیگر! برخی مسائل هم که ظاهرا باید برای همیشه تابو باقی بماند. برای مثال در مورد همین بیماری ایدز! کی می خواهیم مسائل را به طور جدی بیان کنیم؟ برخی هنوز اسم بیماری را درست تلفظ نمی کنند! نمی دانم چرا در مسائلی در این حد مهم با خود تعارف داریم و از آسیب شناسی فرار می کنیم؟! کاش با خودمان روراست باشیم! یا اصلا راه دوری نرویم! همین ورزشمان! همین المپیک! قبل از شروع مسابقات همه آمادگی کامل داشتند، صمیمیت در بین بچه ها موج می زد، بچه ها اردوی آمادگی رفتند هزار تا، امکانات رفاهی در سطح مطلوبی است، مصدومیت ها همه در حال برطرف شدن است و ... . و شعارهایی از این قبیل که باعث میشودعلی آبادی قبل از اعزام کاروان ورزشی اعلام کند که " خیلی امیدواریم! المپیک امسال بیشتر از المپیک آتن مدال برایمان خواهد داشت"!!! (چه قدر هم!) اما امان از بعد از پایان مسابقات! یکی می گوید کمترین امکانات را داشتیم! حرف از مشکلات درون گروهی و درون تیمی می شود! ناداوری و خوردن حق ایرانی ها هم که همیشه درمیان است! و هزران حرف و حدیث دیگر برای توجیه شکست امثال سوریان و حدادی که مثلا امید اول مدال آوری برای ایران بودند! خدا می داند حق با کیست! اصلا حق را ولش کن! تا کی می خواهیم به این روال رفتار کنیم؟!؟ الله اعلم!

۲.جای امیدواری داشت! حرفهای فردوسی پور و مدنی و خراسانی و هاشمی طبا و ... را می گویم! آسیب شناسی ای که آنها بعد از پیروزی ساعی به آن پرداختند! هرچقدر هم با غرض ورزی از جانب هاشمی طبا و ... همراه بود، باز هم جای امیدواری داشت! کاش واقعا مسئولین از همین حالا به المپیک لندن فکر کنند!

3. خوشحال شدم بدون شک! بابت مدال طلای ساعی! ولی نمی دانم این یک مدال طلایی که باعث تمایز ایران با افغانستان تک برنزه شد، چه قدر می تواند کمک دست مسئولین برای توجیه آن همه شکست باشد!

پی نوشت: آدم لذت می برد! از این همه استعداد آهنگسازان و موزیسین های ایرانی! نمی دانم به جرم کدامین گناه ناکرده محکوم بودیم آن سرودهای مدل به مدل را بعد از بازی ساعی گوش بدهیم! زمانی که دلم لک می زد برای یک سرود نوستالژیک مثل "ملی پوشااان پیروز باشییید"! شاید به جرم تک مدال طلا بودن کاروان ورزشی کشورمان و اینکه صدا و سیمایی ها بیشتر از اینها از ورزشکاران انتظار داشتند! و کیلو کیلو آهنگ و سرود آماده کرده بودند! و مجبور شدند همه شان را یک جا پخش کنند!

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 11:12  توسط مریم.م  | 
 
  بالا