|
کلامی دیگر...
|
||
...
- کارهایی که باید امروز انجام بدم: هماهنگی با سعیدی، هماهنگی های همایش 5سال برنامه ریزی، کارهای نشریه، ...
- یه نوشته متعلق به اون روزی که تو اتوبوس با اون دختره ...
- مکالمات نوشتاری خودم و سارا سر کلاس بایسلامی
- مکالمات نوشتاری خودم و ندا سر جلسه انجمن
- کارهایی که باید برای مراسم اختتامیه جشنواره انجام بدم
- شعر "بعید نیست که باران در این اتاق ببارد" که همزمان با خوندن شادی یادداشت کردم
- برآورد مالی هزینه های جشن پروچیستا که با یاسین تخمین زدیم
- برنامه امتحانی شیوا
- لیست اعضای ثبت نامی برای اردوی تکاب
- افرادی که امید به اسپانسر شدنشون هست!!!
- تشویق های ندا من باب درس خوندن من
- نوشته های متعلق به جلسات جشن چای
- مکالمات نوشتاری خودم و سارا سر کلاس جمشدیدیها
- شعر "حرمت نگه دار"حسین پناهی
- یه صفحه، که برگه اش واسه اسامی قرعه کشی مافیا بازی کردن نصف شده بود!
- نوشته های خودم سر کلاس مدیریت بحران
- لیست برنامه های جشن چای
- یادداشت های متعلق به روز جلسه مون با پرشین بلاگی ها
- مکالمات نوشتاری خودم و ندا سر کلاس شیانی
- کار نهاوندی راجع به مدیریت زمان
- متن آهنگ "شب تا صبح بیدارم" که خونه ندا نوشتم
- یک صفحه خط خطی شده!!!
- برنامه انتخاب واحد خودم و سارا و مریم...
- لیست کتابهای ارشد شیوا
- متن شعری که اون آقا موبلندهه ی گروه چکاواد واسه جشن چای تو دفترم نوشت
- ...
همه شون متعلق به یه روزی بودن! یه روز که گذشت! روزهایی که لحظه به لحظه شون با حضور دیگران رقم خورده بود! و بالطبع دیگه تکرار نمی شه! روزهایی که به سختی می تونم فراموششون کنم...
پی نوشت1: از جذابترین کارهایی که می شه انجام داد واسه گذروندن وقت تا افطار، ورق زدن سررسیده، و چیزهای متشابه... کاری که خودش نیم ساعت هم طول نمی کشه، ولی چند ساعتی فکرتو مشغول می کنه! پیشنهاد می شه!
پی نوشت 2: سررسید مذکور قرار بود فقط متعلق به جزوه نوشتنم باشه!!!
قرار بود... از همون قرارایی که فقط در حد قرار باقی می مونن!
پی نوشت 3: دلم واسه همه اون دیگران تنگ شده...
|
|