|
کلامی دیگر...
|
||
1 . اولین زمزمه هایی که راجع به طرح سهمیه بندی جنسیتی شنیده شده، سال 82 بود. زمانی که رییس سازمان سنجش از در نطر گرفتن سقف 50درصدی برای رشته هایی مثل کشاورزی، آبیاری، مهندسی معدن، پزشکی و فیزیوتراپی خبر داد. قضیه ای که با واکنش مخالفان تا 2سال لغو شد. تا اینکه سال گذشته و با اعلام سازمان سنجش رسمی شد. و در سال 85 برای 26 رشته و در سال 86 برای 39 رشته سهمیه بندی را اعمال کردند. و سازمان سنجش ضمن پایان دادن به همه شایعات، موجب آغاز مخالفت ها و اعتراض ها شد.
طرح مذکور در دولتی که شعارش شایسته سالاری بود، اولین چیزی را که زیر سئوال برد، عدالت بود! و در واقع حق کسانی را که شایستگی بیشتری دارند را از بین می برد! "عدالتی" که از نظر موافقین طرح "قرار دادن هر چیز در جای خودش و نه تساوی" معنی می شد!!! حالا این که "جا" را چه کسی قرار است معلوم کند، مطمئنا میزان تاثیرگذاری خود افراد کاهش خواهد یافت! و این در شرایطی است که دولت و موافقان طرح معتقدند که دولت هزینه های دانشگاههای سراسری را می دهد و بسته به اینکه کشور چه نیرویی لازم دارد، در مورد خروجی دانشگاهها تصمیم می گیرد!!!
2. با همه این اوصاف در این میان قضایای بسیاری مطرح می شود! یا به بیانی به دلایلی که موافقان طرح مطرح می کنند، از جنبه های گوناگونی می توان ایراد وارد کرد! در همان ابتدای بحث این قضیه مطرح می شود که چرا در آن دوره ای که تعداد دختران در دانشگاهها انگشت شماربود، این مسئله غیر عادی به نظر نمی رسید؟!؟ و چرا هیچ حرف و حدیثی در میان نبود؟!؟ یا مثلا در شرایطی که " ایجاد تناسب اشتغال در بازار کار" از ابزارهای توجیه طرح برای موافقان آن است، چرا فکری به حال بازار اشتغال نمی کنند؟ مگر غیر از این است که همین رقم پایین اشتغال زنان هم به طور عمده مربوط به مشاغل آموزشی است؟ چرا در شرایطی که دانشگاه برای دخترها جز معدود فرصت های مشروع آنهاست که خانواده و جامعه آن را پذیرفته اند، دولت در عوض مقابله با علت، به مقابله با معلول می پردازد؟ ( خب چرا ندارد که! حرفی می زنم ها! فرهنگ سازی و ایجاد بازار اشتغال و ... که کم کاری نیست! زمان هم احتیاج دارد! منتها سهمیه بندی جنسیتی چی؟ مخالف دارد که دارد! به درک! فوق فوقش حق چندین نفر ضایع می شود و ...! بیشتر از این که نیست!!!)
3. هنوز سهمیه بندی جنسیتی هضم نشده بود که قضیه بومی سازی دانشگاهها مطرح شد! طرحی که با یک نگاه به دفترچه انتخاب رشته کنکور سراسری سال جاری،عملی شدنش به وضوح به چشم می خورد! مطمئنا از مهم ترین مسائل برای پذیرفته شدگان در دانشگاهی غیر از شهر خودشان، مسئله تامین خوابگاه است! "خوابگاه"هایی که در سال جاری کمترین ظرفیت را برای پذیرفته شدگان داشتند! دانشگاههای شهرستان که جای بحث ندارند! یا صریحا عدم تعهد خود را در قبال تامین خوابگاها اعلام کرده بودند؛ و یا با ذکر ظرفیت محدود جای امیدواری اندکی باقی می گذاشتند! در رابطه با دانشگاههای تهران هم، دانشگاههای شهید بهشتی و الزهرا صریحا فاقد خوابگاه بودن برای دانشجویان را اعلام کردند، دانشگاه علامه هم قول واگذاری خوابگاه را به 200دانشجو داد! اینها یعنی چی؟ یعنی دانشجوی شهرستانی محترم! ریسک انتخاب دانشگاه دور از محل سکونت را نکن؛ و محترمانه نزدیکترین دانشگاه را انتخاب کن و ضمن بهره مندی از کانون گرم خانواده در طول دوران تحصیلت، دنبال دردسر نگرد و به مشکلاتی نظیر امنیت و آسیبهایی که ممکن است طی تحصیل در دانشگاههای غیربومی تهدیدت کنند، فکر کن! و بی خیال اعتبار و امکانات و بار علمی سایر دانشگاهها شو! به همین راحتی...
4. حالا یک قضیه ای مطرح می شود! این همه داد و بیداد و قانون پذیرش و لایحه برای چیست؟! برای کنکوری است که قرار است تا دو سال دیگر برود قاتی باقالی ها؟! یا نه! مدارس را هم قرار است سهمیه بندی کنند؟!؟
پی نوشت با ریط: این ادای جدید سازمان سنجش را کجای دلمان بگذاریم؟!؟
پی نوشت بی ربط: طی همان حرکت شرکتی اوریجینال از کلیه دوستانی که به هر طریق اعم از اس ام ا و تماس تلفنی و کامنت،تولد بنده نه چندان حقیر را تبریک گفتند سپاسگزارم! و اعلام می کنم ۲۱ کامنت برایم بس است!
پی نوشت ویژه:این پی نوشت بی ربط و باربط را از میناز یاد گرفتم!
|
|